Posted on

رنگین کمان خاکی (گذری به جزیره هرمز)

به نام آفریننده زیباییها

 

غروب در قشم
غروب در قشم

 

چو هرمز برآمد به تخت پدر

به سر برنهاد آن کیی تاج زر

چو پیروز را ویژه گفتی ز خشم

همی آب رشک اندر آمد به چشم

بالاخره روز موعود فرا رسید و روز دوشنبه 6 اردیبهشت خودم رو به تهران رسوندم . ساعت 7 عصر همراه با 5 نفر دیگه از دوستان از فرودگاه مهر آباد راهی قشم شدیم . بعد از حدود 1.30 دقیقه و کلی بگو و بخند و پذیرایی ویژه داخل هواپیما به سایر دوستان در هتل فولتون ملحق شدیم . دیگه کار داره جدی میشه ، در ابتدای ورود به هتل با استقبال گرمی از سوی محمد گایینی و دو تا دیگه از دوستان که نمیشناختمشون روبرو شدیم ، سر میز شام به یه بگو بخندی کردیم و بعد از صرف شام زیر آلاچیق هتل با سایر بلاگرها هم دیداری کریم و به افتخار ورود ما یه معارفه کوتاهی هم به مجری گری عرفان فکری شکل گرفت.جمع دوستانه بود و بچه ها به بیان تجربیات خودشون پرداختند. منهم لحظه شماری میکردم برای دیدن جزیره هرمز.آخه جزیره هرمز برای من یک جزیره نیمه تمامه و اومدم کار نمیه تموممو تمومش کنم .با من همراه بشید با دیدنیهای هرمز :

اصفهان ، تهران ،قشم، هرمز،قلیه ماهی ،هنگام ،سمبوسه ،جزایر ناز و ماهی کباب این است برنامه سفر من به قشم بزرگترین جزیره خلیج همیشگی پارس . 
ناگفته نماند که سفر قشم من از اصفهان آغاز نشد بلکه آغازش از قشم بود و نه اکنون از قشم 5 سال پیش جایی که در نبم ساعت تصمیم به رفتن گرفتم و رفتم و یکهفته در قشم بودم و دیدم و ندیدم .
قشم را دیدم، چاهکوه را ،دره ستارگان و روستای زیبای لافت را ، جزیره هنگام وساحل  سوزا و کناره ی درگهان را هم دیدم ولی نشد خوب ببینم و بگردم هرمز را ، هرمز باشکوه و دوست داشتنی را .

مجبور شدم بدون دیدن هرمز و به اجبار بازگردم و نشد بیایم تا به امروز
تصمیم گرفتم باز هم بیایم ولی اینبار خوب آمدم با اهلش آمدم و چقدر خدا دوستم داشت که اینگونه آمدم.
دفعه پیش قلبم را و دلم را در هرمز جا نهادم
و اینبار در پی اش آمده ام.

برای دسترسی به هرمز دو راه دارید یا از بندر عباس و یا از اسکله شهید ذاکری در قشم به وسیله شناور میتوانید به هرمز بروید . هزینه شناور برای هر نفر 7000 تومان و در این ایام فقط یکبار ساعت 7 رفت از قشم به هرمز است و بازگشت هم ساعت 3 بعد از ظهر.
لطفا در نظر داشته باشید اگر سر ساعت حاضر نباشید شناور منتظر شما نخواهد ماند . 

جزیره هرمز
جزیره هرمز

به هرمز که نزدیک میشوی گویی به توده ای کوهستانی و دشوار مینگریم
بزرگ و پر شکوه ،

سوار بر قایق مسافر بری در هوایی مه آلود و گرم خنکای  نسیم دریا بدنم را مور مور میکند و برم میگرداند به گذشته های نه چندان دور.

به هرمز که رسیدم هیجانم بیشتر شد ، قرمز و فسفری و سبز و سپید کوهستان خیره کننده است

در هرمز وسیله نقلیه تا دلتان بخواهد موجود است از موتورسیکلت و موتور چهار چرخ تا هایس و هایلوکس اما اینکه کجا را بگردی و با که بگردی شرط است .

من هم با یکی از این سیه چرده های هرمزی به نام مسلم ( که اصرار داشت خالو صدایش کنم قیمت را طی کردم و با خودش و موتورش راهی شدیم .

جزیره هرمز
موقعیت جزیره هرمز

دوباره 5 سال پیش برایم تداعی میشود روزی که در اولین بازدید جزیره هرمز پای یکی از مسافرانم شکست و نتوانستم بیش از یکساعت در جزیره بمانم و حسرتش بر دلم ماند و 5 ساله شد.

بازدیدم را از فرش قرمزی آغاز میکنم که باران شسته است ولی زیباست این فرش را با خاکهای جزیره درست کرده اند و بسیار زیبا بود و عکسهای آن کل فضای مجازی را پر کرد ولی اکنون تنها رنگی از آن باقیست .

گذر میکنم از فرش رنگین و به کوه نمک و غار نمک میروم . یادم هست تنها خاطره ام از این غار را ، آخ فریاد دخترکی بازیگوش که علیرغم تمام توصیه های من از سنگ بزرگی پایین پرید و پایش را در دست گرفت و صدای داد و بیدادش به هوا رفت .

توده نمکی جلوی غار
توده نمکی جلوی غار

من به  ثانیه ای خودم را به او رساندم و و تلاش نمودم آرامش کنم پایش سخت آسیب دیده بود ولی غرورش اجازه نمیداد یاری بخواهد . به هر روی پایش را آتل کردم و به هر مصیبتی بود او را به قشم و درمانگاه رساندیم بماند که حسرت سفری برای من به یادگار گذارد ولی دستمایه ای شد برای سفر امسالم به جزیره هرمز.

غارهای نمکی میتوانند بهترین پتانسیل توریسم درمانی در این جزیره باشید چرا که خاصیت درمانی نمک بر علم ثابت شده و در نقاط مختلفی از دنیا من جمله اسپانیا هتلهایی میسازند که اتاقهایی میسازند از نمک و از خاصیت نمک بهره میبرند ، و ما در ایران به صورت طبیعی در قشم و هرمز و خورموج بهترینش را داریم .

برای دیدن جزیره هرمز به صورت عام کافیست دور جزیره چرخی بزنید و هر جاذبه ای را به وقت خودش ببینید .ترتیب وار  و تیتر واربرایتان میگویم به شرطی که داستان دخترک را فراموش نکنید!

غار نمکی از درون
غار نمکی از درون

غار نمکی هرمز در کنار جاده و دم دست است برخلاف غار نمکدان در جزیره قشم ( بزرگترین غار نمکی  دنیا ) که راه ارتباطی دشوار و خاکی و بد دسترسی دارد.

نیازی نیست به عمق غار بروید 20 متر هم کافیست برای دیدن خفاشها و زیباییهای شگفت انگیز غار

اما قانون غار نوردی چه میگوید ؟ عکاسی با فلش ممنوع – خط کشی بارروی دیواره ها ممنوع – کندن و آسیب رساندن استلاگمیت ها و استلاگتیتها هم ممنوع . پس ارج مینهیم به این قوانین و ادامه راه میدهیم .

 

دره رنگین کمان
دره رنگین کمان

 

دره ای رنگین کمانی

دره رنگین کمان مقصد بعدی ماست دره ای زیبا و رنگارنگ ، هر چند که رنگین کمان نخواندن کل جزیره هرمز کم لطفی محض است ولی دیدن این دره زیبا شما را میخکوب خواهد کرد.

پدیده های تکتونیکی و زمین شناسی در این دره میتواند سیل دوستداران ژیوتوریسم را به این بهشت زمین شناسی بکشاند

دره رنگین کمان
دره رنگین کمان

دره رنگین کمان خود به تنهایی میتواند دو روز وقت یک مسافر را پر کند .

برف آمده یا برفیست ؟

کوههای برفی به سپیدی برف میطلبد کفشها را در آوری و آهسته گام برداری بر این سپید کوه سپید قلب

با تصویر ببینید گویا تر است گویا من نمیگویم

کوه سپید هرمز
کوه سپید هرمز

دره مجسمه ها

با دیدن تصاویری از این جاذبه بی اختیار از خود میپرسید اینجا ایرانه ؟

یک شیر ماده نگهبان این دره ی خوش خط و خال است

نگهبان دره
نگهبان دره

زیباترین منظره که از دریای پارس میتوانید ببینید اینجاست
آبی آسمان از لای صخره های مجسمه ای شکل آرام و خرامان خود را به آبی دریا در دور دستها میرساند و بچه کوسه ها آن پایین در حال بازیگوشی هستند.

صخره ها با شیب دیوانه وار 300 متری خود را به دریا میرسانند و اگر فقط عکسش را ببینی بی اختیار میپرسی اینجا ایران است ؟

مواظب باشید حس ماجراجوییتان گل نکند و نخواهید عکسهای سلفی و هیجانی بگیرید که اینجا جایش نیست . سنگ ها لرزانند صخره ها گلی .

ساحل دره مجسمه ها
ساحل دره مجسمه ها

 

ساحلی نقره فام:

چرا اینقدر اینجا برق  میزند؟

ساحلش سرخ است و ماسه هایش برق برقی
البته کامیون ها هم کمی بالاتر در حال بردن خاک سرخها و سرخ کردن جاده ی منتهی به ساحل سرخ هستند.

نقره فام
نقره فام

توضیح اینکه محلی ها از این خاک سرخ برای مزه دار کردن ماهیها هم استفاده میکنند.

ساحل زندگی :

محلی ها به اینجا ساحل محیط زیست میگویند منهم گفتم ساحل زندگی ، چرا که نه ؟ مگر غیر از این است که محیط بانانمون تلاشی شبانه روزی برای حفظ سرمایه های ملی این مملکت دارند . خدا قوت با غیرت !

دوستامو دیدم ، دوستامو دیدم 
همه میدونن که من عاشق حیات وحشم و مدتها میشینم و تماشاشون میکنم . خوشبختانه جزیره هرمز هم منو از دیدن این موجودات خوب خداوند محروم نکرد .

خستگیم در رفت وقتی دیدمشون این مادر و بره نازنین رو که به دنبال نوشیدن آب به سمت آبشخور توی دشت اومده بودند
البته یک خدنگ و یه آهوی نر هم حاصل تلاش و صبر دو ساعته من بود که عکسش رو تقدیمتون میکنم

پایین تصویر خدنگ و بالای تصویر آهو
پایین تصویر خدنگ و بالای تصویر آهو
آهوی نر میدود در دشت
آهوی نر میدود در دشت
آهوی مادر و بره آهو
آهوی مادر و بره آهو

خالو مسلم قایقرانیه که همه چیزشو به دلیل گرفتن بار قاچاق از دست داده و الان فقط صیادی میکنه

آدم دوست داشتنیه و با حرارت بسیار زیاد از زمانی که آب دریا بالا میاد تعریف میکنه .

میگه با قایق میایم زیر این شکاف و حال میکنیم

خیلی اصرار داره که من یه شب پیشش بمونم  ولی شوربختانه وقتم تنگه و مجال موندن ندارم

خالو مسلم راهنمای محلی
خالو مسلم راهنمای محلی

از دخترک پاشکسته ی قصمون غافل نشیم

دختر رو به درمانگاه قشم رسوندم و از پاش عکس گرفتیم ، بله مچ پای دختر شکسته بود و مجبور شدیم پاشو گچ بگیریم وبرای برگشت 4 تا صندلی آخر اتوبوس رو خالی کردم تا بشینه و راحت تر بتونه با گچ پاش کنار بیاد

چقدر جزیره هرمز زیباست ، یه دست مریزادی داره کردگار ، چرا زود تر نیامدم برای دیدنش فکر کنم از این به بعد سالی یک یا دو بار بیام قشم و در کنارش هرمز بزرگ و زیبا

اینجا باید خیار شور بکاریم :

در کنار روز شور هستم در دره ی نمکی
آبی زلال که شور شور شور است

دستم را در آب فرو میکنم و هوس بلال میکنم خیلی یکدست و خوشمزه میتواند بلال هایم را شور و خوشمزه کند
اگر زمینی در این حوالی داشتم قطعا در آن خیار شور میکاشتم .

رود شور و دره شور
رود شور و دره شور

دیگر وقت شنا و آبتنی است :

بهترین ساحلی که برای اینکار یافتم ساحل اسپانیاییها بود . آبی زلال و ساحلی ماسه ای و شیب کم که البته باید مواظب باشید پایتان روی سنگهای تیز آتشفشانی نرود .

روش جدیدی برای ماهیگیری دیدم که شاید گفتنش برای شما هم خالی از لطف نباشد

چنگکی بزرگ و چهار شاخ را تصور کنید که به سیم ماهیگیری بسته شده و در آب انداخته میشود بهد ماهیگیر از روی تجربه و غریزه و امواج رد شدن گله ماهیان را رصد میکند و همینکه خواستند از جلوی قلاب رد شوند ناگهان قلاب را میکشد و یکی دو ماهی نگون بخت را نیز با قلاب چنگک مانند خود به ساحل میکشاند.

ساحل اسپانیاییها
ساحل اسپانیاییها

جالب انگیز دیگری که در هرمز دیدم کارخانه ی ماهی خشک کن بود که البته ابن کارخانه ماهی خشک کن فقط یک کارگر داشت .

خانمی هرمزی که البته اجازه عکاسی هم ندادند ولی یک خدا قوت دبش طلبش چرا که در این آفتاب سوزان جزیره کار کردن که خب جدا ولی بوی نا مطبوع ماهیانی که زیر آفتاب خشک میشوند و بعد پودر میشوند تا به مصارف متعددی از جمله کود گیاهان برسند
خدا قوت بانو!!

جزایر خلیج فارس همگی نشانی از پرتقالی ها در خود دارد.

هرمز هم از این قاعده جدا نیست ، بقایای قلعه پرتقالیها یادگاری از دوران تلخ استعمار در این جزیره است.

قلعه ای سنگی ، قرمز از خاک سرخ جزیره وساحلی
چند توپ خراب هم  ه البته آدم را کمی به فکر وامی دارد جلوی درب قلعه خوابیده اند

فکر ذوب فلز و ریخته گری  این توپ و ساختن آلیاژِ به این مقاومی و چگونگی حمل و نقل  و جابجایی آن با امکانات آن دوران .

از دیگر مشاهدات من در این جزیره زیبا دیدن جنگلهای حرا بود که البته در قشم هم دیده بودم ، بسیار دلپذیر است قایق سواری در میان درختانی که در دنیا با نام حکیم ایرانی ابو علی سینا آوازه پیدا کرده است . . اگر کمی ذوق به خرج دهید و قایق خود را خاموش کنید موفق به دیدن پرندگان زیادی از جمله باکلان و اگرت و چوب پا خواهید شد.

کارخانه آب شیرین کن هرمز در نزدیکی شهر وظیفه تصفیه آب دریا برای مصارف خانگی را دارد که البته اجازه بازدید از تاسیسات آن را به من ندادند .

توپخانه پرتقالی
توپخانه پرتقالی

 

همسفرم در سفر بعدی جزیره هرمز قطعا همسز و دخترم خواهند بود چون جایشان واقعا خالیست . این سفر را به میزبانی شرکت سرمایه گذاری توسعه قشم انجام دادیم و چه میزبانی دلپذیری داشتند و مثال مشت نمونه خروار است را به ما القا کردند .

دلم میخواهد خاطره شکستن پای همسرم در هرمز را با دیدن زیباییهای آن از خاطرش پاک کنم  همان دخترک مغروری که پایش شکست و سفر ما را نیمه کاره گذارد در نهایت همسفر دایمی من شد و حدود 300 سفر مرا همراهی کرده .

از هرمز میگویم از جزیره ای زیبا در خلیج پارس .

حیف است از هرمز بگوییم و به افسانه های محلی هرمز نپردازیم ، به زیارتگاهی رفتم که با نام خضر نبی آراسته بود . نه بقعه ای بود و نه قبری ، بنایی بود محقر و کوچک و آنسوتر سنگی به نام سنگ سلیمان که میگویند آب هیچگاه از سطح آن بالاتر نمیرود.

موزه نادعلیان :

مهندس نادعلیان اهل هرمز نیست ، هنرمردی شهری که خانه ای قدیمی و متروک در دل روستا را خریداری کرده و با همت و ذوق فراوان از آن موزه ای ساخته برای معرفی رنگهای هرمز .

برای یافتن خانه و موزه ی ناد علیان دچار مشکل نخواهید شد چرا که تا درب منزلش بر روی دیوارها نقاشیهای محیطی کشیده اند.

موزه ناد علیان
موزه ناد علیان

 

هرمز را ترک میکنم با هزار خاطره ریز و درشت و با بیان نکته ای غم انگیز و تاسف بار

جوانان هرمزی تفریحی خطرناک دارند و با آب و تاب از آن یاد میکنند و خاطره ها میگویند . از آنها پرسیدم چرا اینقدر اینجا مصرف بنگ و حشیش بالاست ؟ گفتند ما اینجا هیچ دلخوشی و تفریحی نداریم .

غیر از آه کشیدن کاری از دست من بر نمی آید ولی امیدوارم صنعت سبز گردشگری اینقدر در اینجا رونق بگیرد که تفریحشان بشود کارشان و کارشان تفریحشان

مراسم زار :

دیشب مهمان خانه ای سنتی و دلپذیر بودم . خانه ای بوم گردی که تمام المانهای یک خانه ی بوم گردی را داراست خانه خاله زینت در روستای سلخ ( به معنای کشتارگاه )

از زمانهای دور رسمی در جزیره قشم رواج گرفته به نام مراسم زار که در آن به وسیله سازهای کوبه ای و رهبری به نام بابا زار کسانی که دچار بیماری زار ( نوعی جن زدگی ) شده باشند را درمان میکنند.

گوشه ای از مراسم زار
گوشه ای از مراسم زار

دوست دارم در پایان تشکری ویژه داشته باشم از هر کسی که قدمی برداشت تا این کار بزرگ شکل بگیرد و وبلاگ نویسانی که در این جشنواره شرکت کردند را یه شما خواننده گرامی معرفی کنم .

همسفران

 

 

 

 

12 thoughts on “رنگین کمان خاکی (گذری به جزیره هرمز)

  1. از اینکه سعادت همسفری با شما بزرگوار را داشتم خرسندم
    تو کل نوشته هات با یک جمله حال کردم
    کار اره شروع می شود
    ده دقیقه دارم می خندم
    به امید دیدار شما ، همسفر و دو فرزندت در سفر بعدی

    1. سپاس شهریار جان لطف داری عزیزم
      برای منم بهترین تجربه عمرم بود

  2. سلام و عرض ارادت
    چقدر خوب نوشتید آقای گلی عزیز
    از همه چیز به خصوص هرمز. مجابم می کنید یک بار دیگر به قشم سفرکنم و مستقیم راهی هرمز بشوم.
    امیدوارم که در کنار دختر و همسفر همیشگی تان همیشه سالم باشید و در کاشت خیارشور هم به نتایج قابل توجهی برسید…

    1. خیلی سپاسگذارم خانم حکیم از اینکه دقیق خوندین سفرناممو
      بسیار خرسند شدم از آشنایی با شما

  3. سپاس گذارم
    در سایه حمایتهای دوستانی چون شما قله های موفقیت در دسترسه

  4. سلام مهدی جان
    سفرنامه و عکسهایت خوب بود
    برات آرزوی سلامتی و موفقیت دارم
    ضمنا ذوق زده شدم که بلاخره یکی پیدا شد و اسم و آدرس وبلاگ بلاگرها رو در صفحه وبش منتشر کرد.
    به امید دیدار

    1. درود به تو مهران جان
      انجام وظیفه بود

  5. سلام مهدی عزیز…
    امروز بالاخره فرصت کردم متنی که تو رو تا پنج صبح بیدار نگه داشت رو بخونم و راز داستان نیمه کاره ی پنج ساله رو بفهمم… چه تعلیق خوبی داشت داستانت. دمت گرم…
    قلم خوب و نگاه قشنگی داری… عکس‌ها هم فوق العاده بودن.
    لذت همسفری و هم اتاقی با تو برای من به یادگار می مونه…
    همیشه شاد و بر فراز باشی

    1. درود به تو محمد عزیز
      سپاس که به من سر زدی
      به امید دیدار دوباره و سفری نو

  6. درود مهدی جان
    اولش وارد هتل می شی و توصیف اونجا می کنی زیاد خوشم نیومد ولی بعد هر چه جلوتر می رفتم لذت سفرو زیادتر کردی و به قولی حالشو بردم … متفاوت بود و زیبا

    به امید دیدار

    1. عدالت جان سپاس که بهم سر زدی و ممنون از نظرت
      به امید دیدار دوباره

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *